المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
87
التنبيه والإشراف ( فارسي )
زرادشت براى ابستا شرحى نوشت و آن را زند ناميد كه بعقيدهء ايرانيان كلام خداست كه به زردشت نازل شده است . آنگاه زرادشت آن را از زبان پهلوى بپارسى ترجمه كرد . سپس زرادشت شرحى براى زند نوشت و آن را پا زند ناميد . دانشمندان نيز از موبد و هيربد براى اين شرح شرحى نوشتند و آن را بارده ناميدند . و بعضىها آن را اكرده نامند و اسكندر وقتى بر ايران تسلط يافت و دارا پسر دارا را بكشت آن را بسوخت . زرادشت خطى ديگر نيز پديد آورد كه مجوسان آن را كشن دبيره نامند يعنى نوشتهء همگان كه زبان اقوام ديگر و صداى حيوانات و طيور و غيره را بدان نويسند . شمار حروف و صداهاى اين زبان يكصد و شصت بود و هر حرف و صدائى صورت مفرد داشت . خط هيچ يك از ملل بيش از اين دو خط حروف ندارد ، زيرا حروف يونانى كه اكنون آن را رومى نامند بيست و چهار حروف است و حا و خا و عين و با و ها ندارند . حروف سريانى بيست و دو تا است ، عبرانى مانند سريانى است اما حروف آن بريده است و بعضى حروف آن مانند سريانى نيست . خط حميرى كه بنام مسند معروف است به خط سريانى نزديك است ، حروف عربى نيز در هر دو خط بيست و نه حرف است و حروف اقوام ديگر نيز بهم نزديك است ، ايرانيان به غير از اين دو خط كه زرادشت پديد آورد پنج خط ديگر دارند كه بعضى با زبان نبطى آميخته است و بعضى آميخته نيست و ما شرح همهء آنها را با معجزات و دلايل و نشانههائى كه براى زرادشت ياد كردهاند و آنچه دربارهء پنج قديم گفتهاند كه اورمزد يعنى خدا عز و جل و اهرمن يعنى شيطان شرور و گاه يعنى زمان و جاى يعنى مكان و هوم يعنى مايه و خميره است با دلايل آن ، و علت اينكه خورشيد و ماه و روشنيهاى ديگر را ستايش ميكنند و تفاوت آتش و نور و سخن از آغاز نسل و قصهء ميشاه